تحـــــــــریم
تو را... خوبی ات را... چشمانت را... نگاهت را می ستایم حتی اگر
مرا... عشقم را... چشمان ملتمس و نگاه منتظرم را نادیده بگیری... نمی گویم نبینی چون می بینی اما ساکت عبور میکنی... تکه شیشه ای بدست گرفته ای... آرام از کنار حضور دیوارگونه ام میگذری و بر تن خسته ی حضورم خط میکشی... خطی از خون... ردی از جنون...
کاش گچ بجای تکه شیشه در دستت بود.
ندا کشاورز
3 ساعت و 3 دقیقه ی ظهر جمعه 8 اردی بهشت
بعدنوشت خوشحال:
تو رو از خدا می خوام...
ترانه ای که 5 سال پیش تو حال و هوای فروردینی
و عاشقانه ای نوشتم و به آقای کیانی واگذار کردم تا آهنگینش کنه... و
امروز شنیدمش با آهنگسازی و تنظیم آقای کیانی و صدای رضا تورانی... واژه
هایی که اولین تراوشات ذهن کسیه که منم... که هیچ وقت خودشو شاعر نمی
دونه... شاید معانی بلند و واژه ها منحصربفرد نباشند اما زلالن... جارین...
احساس اون لحظه ی من هستند.
دعوتتون میکنم دانلود و گوش بدید :)

اینجــــــــــا کلیک کنید
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.