فراموش شده
............................................................................. =====> اینا حرفاییه که هرچه کردم نتونستم جمله بندی کنم و بنویسمشون. حس همین نقطه چینا رو دارم که تا با چند تا کلمه ی دیگه پر نشن معنی پیدا نمی کنن! من ِ بی مفهوم همین من ِ فراموش شده ست...دلم برای خودم خیلی تنگه.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
پ.ن. ممنونم پریسا جان و خدا رو شاکرم بخاطر احساس مهربانی که از سمتت دریافت میکنم. امیدوارم تو را در کنار باقی دوستانم تا ابد داشته باشم.
پ.ن.1. چقدر حس خوبیه که یه سری انسان فرشته در اطرافت باشن و غم و شادیهات براشون مهم باشه. امروز یه دوست نازنین دیگه به اسم حقیقی یا مستعار رویا به دوستان نادیده م اضافه شد که به بهانه غم مطلبم این شعر زیبا رو برام فرستاده:
طوفانیم اماااااا آروم آرومم با تو نمیمیرم بی تو نمیمونم
تو بهت این جاده چشمات میبینم ازسردی حرفات غمگین غمگینم
نزدیکتر میشم حس میکنم بازم هرم نفسهات قلبم رو میبازم
میخوام کنار تو عاشقترین باشم آغوشت واکن تا در تو پیدا شم
مرسی رویای عزیزم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:22 توسط ندا کشاورز
|
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.