هوای تو
گاهی فکر می کنم تنها لحظه هایی زنده ام که در هوای تو نفس می کشم...ثانیه های بی تو نفسم تنگ می شود...کم می آید...نه ، کاملا بند می آید!...دست ِ تبدارم لبه ی تخت را چنگ می زند...چنگ می زند؟! پس چرا صدای گیتار می آید؟ آنهم ، همان ملودی ای که آنروز می زدی...کدام روز؟ همان روز که قرار بود نیم ساعت بمانم...نگذاشتی بروم...دو ساعت شد! آهسته بگو با من...سربسته بگو با من...استاد افتخاری هم امشب می داند که ...از چشم ِ تو می بینم این خواب پریشان را ، اما تو نمی دانی که هزار حرف گفتنی دارم و دم نمی زنم! مدام آرزو میکنم کاش خودت بخوانی از پنجره ی نگاه من...در تاریک و روشن اتاق می بینم که سایه ای ناجوانمردانه چشمان ِ عکست را پوشانده است ...دلم می گیرد...قاب ِ عکست را از آغوش ِ هوسناک ِ سایه نجات می دهم...چون کودک بی پناه ِ گریانی می مانی!...به سینه ام می چسبانمت...رد ِ سایه را دنبال می کنم...ای وااای سایه ی دست ِ خودم بود! در حضورت از خودم نیز می گریزم.
ندا کشاورز
15/8/87
پ.ن.مهم : از روزی که کارم تو رادیو بیشتر شده ، رفت و آمدمم به سازمان بیشتر از قبل شده که این مراوده ی بیشتر ِ من باعث شد با دوستای جدیدی تو رادیو آشنا بشم...دوستایی که شاید طول ِ دوستیمون خیلی نباشه ولی عمقش خیلیه...الغرض خواستم شما رو که دوستای نازنین من هستید با این دوستای خوبم آشنا کنم و از اتفاقات و ماجراهامون براتون بگم. مریم و محمد سرمدی خواهر و برادر ِ گروه ایران خانواده ی رادیو ایران ، مجری ، گوینده و نویسنده ی رادیو و تلویزیونن که 2-3 سالی میشه کارشونو شروع کردن...شاید با یادآوری نیمرخ یا صبح آمد چهره و صدای گرم و مهربونشون خاطرتون بیاد. از این به بعد از مریم و محمد بیشتر خواهید خوند و شنید.
پ.ن.سوال:
حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید انتخاب کنید و بنویسید
پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند
کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید
سگ
گربه
موش
دریا
- از ندا قاسم پور گل و راضیه مهربونم بابت تستا یه دنیا سپاسگزارم.
پ.ن.تو : قایم باشک بازی دوس داری ، نه ؟! باور کن گرگم و گله میبرم بهترهااا...هان؟ نیست؟ بیشتر بهت میادا...خب پس برو یه همبازی ِ دیگه واسه خودت پیدا کن چوووون...من اصلا قایم باشک تو کویر دوس ندارم...یادته گفتی دوس داری تو جنگلای شمال با هم قایم باشک بازی کنیم ؟...نکنه می خوای منو تو جنگل گم کنی؟...ولی نه پریشبا که احساس کردم گم شدی ...پیدا شدی ، ازت متشکرم.
پ.ن.من: ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش ... دلم از عشوه ی شیرین شکرخوای تو خوش...در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار...کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش...همین!
و اما تغییرات:
از این به بعد قراره ترانه ها رو بشکل دکلمه و با صدای یه صداپیشه ی خوش صدا اینجا بشنوید. فعلا چند بیتیش تقدیم چشمای قشنگتون تا چند روز آینده که پلی کنید.

ققنوس
نمیشه ، نه ، نمی تونم ... سکوتت سرد و پر درده
همین آرامش ِ جعلی ... منو آشفته تر کرده
همش لبخنده رو لبهات ... به رسم و عادت خورشید
دیدم به غصه هات میگی ... برید از قلب ِ من گم شید
تحمل میکنی درد ُ ... مث ِ شمعی که میسوزه
یا مثل ِ آسمونی که ... به ابرا چشم می دوزه
.
.
.
ادامه دارد...خواهید شنید
ندا کشاورز
مرداد ۸۶
بعد نوشت:برای شنیدن دکلمه این ترانه پلی کنید. صدایی که می شنوید صدای گوینده ی خوش صدا و خوش بیان خانم ایمان ساکی هست که جا داره همین جا بخاطر محبتشون ازشون فراوان تشکر کنم.
نکته مهم: در خوانش ترانه کلمه ی دردو یا دردُ به اشتباه درد با دال ِ ساکن خونده شده.
و زهره ی گلم بابت انجام مراحل فنی کار ازت ممنونم عزیزم.
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.