به بهانه زادروز سعدی بزرگ

استاد سخن در بخشی از رساله عقل و عشق چنین می فرماید که:
عقل با چندين شرف كه دارد نه راهست، بلكه چراغ راهست و اول راه ادب طريقت است و خاصيت چراغ آن است كه به وجود آن راه از چاه بدانند و نيك از بد بشناسند و دشمن از دوست فرق كنند و چون آن دقايق را بدانست بر اين برود كه شخص اگر چه چراغ دارد تا نرود به مقصد نرسد، نقل است از مشايخ معتبركه روندگان طريقت در سلوك به مقامي برسند كه علم آنجا حجاب باشد. عقل و شرع اين سخن را به گزاف قبول كردند تا به قرائن معلوم شد كه علم آلت تحصيل مراد است نه مراد كلي...
خوب که نگاه می کنم و هرچه عقلم رو فانوس وار بر راههایی که به "تو"
ختم می شوند می تابانم چیزی جز ادامه راه نمی بینم؛ بماند که واهمه هایم سنگلاخ و سردی ات سرمای جانکاه مسیر است اما می آیم...شاید جایی از مسیر تو هم آمدی آنوقت رفتن در مسیری که نه سنگلاخ دارد نه سوز و سرما را میشود تا قیامت رفت.
**همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی**
**که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی**
یادش تا ابد گرامی باد

تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.