من و ماه سوم (صبحانه)
البته نه خیلی صبح نزدیک ظهر- 21 تیر
هوا خوب- من کمی سرماخورده به نظرم می رسم؛ آدم تو گرما سرما بخوره نوبره!
ناله: باید از روی کتابی که ترجمه می کنم کپی بگیرم تا هم فونتش قابل رویت بشه (خیلی ریزه) هم کتاب امانت کتابخونه
ی وزارته و اگه خدای نکرده خش بهش بیفته باید خودم راهی بلاد کفر بشم تا
نسخه ی اورجینالشو (واقعی شو- پارسی پاس) بخرم و بیارمو... اماااا حال
ندارم که!
ذوق: چقدر استادم با تیپ اسپرت خوب میشههه... خیلی برنامه
دیشب خوب بود. ولی هومن دیدی چیکا کردی! پر واضح و مبرهن بود واسه دوستای
عزیزتون پارتی بازی کرده بودید و یه شبو لایی کشیده بودینو میوه گذاشته
بودین نه آب دونه! [هندونه]... یکی طلبتون.
موزیک متن زندگی م: شهرام ناظری- آلبوم بنمای رخ... با من صنما دل یک دله کن... گر سر ننهم آنگه گله کن
فعلا خوشتون باشه تا بعد
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.