به بهانه پرنیان کویر
کرمان دل عالم ست و ما اهل دلیم...
پرنیان کویر
می روم به عالم بالا و آسمان پر ستاره ات مشتی نور می چینم... دلم را
لابلای کدام خشت پنهان کرده ای که روح خوابگردم اینچنین پریشانتست!... دلم
باز تنگست
راستی... راست می گفتی که تا باورم نشود که می توانم کیفیت زندگی ام را از این بهتر کنم این اتفاق برایم نمی افتد! باور نمی کردم چون گمان میکردم همین حالا هم کیفیت زندگی ام خوبست! اما تازه چند روزیست به این باور رساندی ام که کیفیت زندگی ام خوب نیست... اما هنوز هم باورم نمی شود که تنها یک باور ضامن کیفیت زندگی ماست.
فعلا همین
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:48 توسط ندا کشاورز
|
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.