من و ماه دوم (شبانه)
همون 20 تیر 91- ساعت حدود 10
درددل: از این دلخوریای دلتنگ... از این دلتنگیای خرمالویی افتاده به
جونم... دهنم یه نیم ساعتیه مثل بچه های بغضان غنچه شده و یه مشت سوزن ته
گرد از انگشت اشاره ی دست راستم با سرعت میان سمت قلبمو
هری میریزن تو قلبم... اگه امشب بهانه خوب ِ دیدن استاد عزیزم رو تو
برنامه ی راه شب نداشتم قطعا از دستت میزدم زیر گریه... حسودی کردم علنی...
بقول جعفر آقا تو مهمانان ویژه مشایعات (مماشات) می کنم!
امضا: [ن.ک]
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 12:37 توسط ندا کشاورز
|
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.