شیر ِ گاو

تا یادم می آید معده ی آنتی لاکتوزم به هرچه "شیر ِ گاو" بود بشکل دردناکی دهن کجی میکرد حتی گاهی آنقدر ""شیر ِ گاو"" را محکم به روی استخوانهایم می بست که احتمال پوکی استخوانم چند درصدی هست. اما چند ماهی میشود روحم اصرار دارد برای رشدش شدیدا لازم دارد هر ثانیه حضور شیر ِ گاوی* را دو لپی ببلعد، امیدوارم احساسش درد نگیرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:15 توسط ندا کشاورز
|
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز...میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم . این وبلاگ تقدیمی کوچکیست به آبی ترین تندیس شکوه عشق...او که جاودانگی عشقم و باقی بودن جسمم برای اوست...این مکان متعلق به نوشته های ندا کشاورز می باشد.هرگونه برداشت از مطالب با اجازه ی نویسنده مجاز است.