تا یادم می آید معده ی آنتی لاکتوزم به هرچه "شیر ِ گاو" بود بشکل دردناکی دهن کجی میکرد حتی گاهی آنقدر ""شیر ِ گاو"" را محکم به روی استخوانهایم می بست که احتمال پوکی استخوانم چند درصدی هست. اما چند ماهی میشود روحم اصرار دارد برای رشدش شدیدا لازم دارد هر ثانیه حضور شیر ِ گاوی* را دو لپی ببلعد، امیدوارم احساسش درد نگیرد.

* قابل تفسیر برای ببر مهربان :)
[ن.ک]. 25 خرداد 91 ی که از ابهامات فراواقعی لذت می برم.